چگونگی شکل گیری ایده و قصه فیلم کوپال
سال 93 در پیش تولید فیلمنامهی دیگری به عنوان کار اولم حاضر بودم که اتفاقا به سختی هم برای آن موفق به پیدا کردن تهیه کننده شده بودم. متاسفانه بخاطر اینکه آن قصه تولید بسیار سنگینی داشت، در نهایت موفق به جذب سرمایهی لازم نشدیم و تولید آن متوقف شد. نوشتن آن فیلمنامه چیزی حدود 2 سال از من وقت و انرژی گرفته بود و از اینکه در نهایت موفق نشده بودم آنرا بسازم، خیلی خسته و سرخورده شده بودم. سریع خودم را جمع و جور کردم و این بار سراغ داستانی رفتم که یکسری محدودیتهای جدی داشته باشد، البته محدودیت نه به معنای خودسانسوری، بلکه به معنای خلاقیت، یعنی مثلا تک لوکیشن و تک بازیگر باشد! یا اینکه یک قهرمان واقعی داشته باشد که به هیچ عنوان منفعل نیست. یا اینکه قصهای کلاسیک و شاه پیرنگی است و اصلا قرار نیست سراغ داستانهای مینی مال یا ضد پیرنگ بروم. همزمان یک مضمون هم بدجوری جلوی چشمم میرقصید و حسابی گرفتارش شده بودم که آنهم در مورد غرور و خودخواهی آدمها بود که گاهی میتواند آنها را تا سر حد مرگ پیش ببرد. تمام اینها منجر به این شد که بعد از یک ماه، آرام آرام به شخصیت دکتر کوپال دست پیدا کردم.
مهم ترین ویژگی های فیلم کوپال برای جذب مخاطب
در درجهی اول این فیلم یک موضوع بسیار مهم دارد. در هرم معروف مازلو، نیازهای فیزیولوژیکی انسان همچون آب و غذا و خواب و ... در قاعدهی هرم هستند و شما هر چه به سمت راس هرم میروید، نیازها بیشتر درونی و اخلاقی میشوند. کوپال مساله دراماتیک بسیار مهمی دارد که در قاعدهی هرم مازلو است و سینما ثابت کرده است که معمولا قاعده هرم مخاطب بسیار بیشتری نسبت به راس آن داشته، چرا که موضوعات آن برای اکثر مخاطبین اهمیت بیشتری دارد.
دومین ویژگی که قابل ذکر است این است که فیلمنامه کوپال ساختاری کاملاً ارسطویی با نگاهی تقریبا مدرن دارد. تاریخ سینما ثابت کرده است که آثار شاه پیرنگی و کلاسیک ریسک کمتری داشته و نسبت به آثار مینی مال و ضدپیرنگ، مخاطب بسیار بیشتری را با خود همراه میکنند.
همچنین امروز مخاطب حرفهای سینما، عاشق فیلمهای تک بازیگر و تک لوکیشن است و مخاطب عام در صورتی ارتباط برقرار نمیکند که داستان رابطهی علت و معلولی و به اصطلاح ستون فقرات و ساختار قابل دفاعی نداشته باشد و او نتواند جایی برای خودش در پیکرهی داستان پیدا کند. از طرفی این فیلم لحن و زبان خاص خودش را دارد که انگار کمی به فضای انتزاعی و آبستره نزدیک میشود و این میتواند ذائقهی مخاطب امروز را قلقلک بدهد و داستان آنهم از لحاظ موقعیت نمایشی یونیک و ویژه است، بدین معنا که تا به حال در سینمای دنیا یک خانهی پر از حیوانات تاکسیدرمی، مکان دراماتیک یک اثر نمایشی نبوده است. و آخرین نکتهای که به ذهنم میرسد این است که در سینمای داستانی ایران تا به حال یک سگ عهدهدار یک شخصیت اصلی در بین بازیگران یک فیلم نبوده است. با این دلایل و این استراتژی، امیدوارم که اکثریت مخاطبین فیلم را دوست داشته باشند.
در مورد حمایت سازمان محیط زیست
فیلم کوپال تنها فیلم محیط زیستی ایران است که گویا قرار است تا به انتها تنها بماند و مورد بیمهری و بیتوجهی مسئولین ما باشد. حتی مدیران فرهنگی ما در سبزوار همچون آقای کاظم کرامت هم وعدههای زیادی برای حمایت و کمک مالی به این پروژه دادند که متاسفانه بعد از یک سال پیگیری متوجه شدیم که صرفا در حد حرف بوده است و به هر حال از قدیم هم گفتهاند "مرده و حرفش!"
اما در مورد سازمان محیط زیست باید خدمتتان عرض کنم که فیلمنامه فیلم کوپال سال ۹۴ برای جلب حمایت و جذب مشارکت به این سازمان ارائه شد. بعد از چند ماه پیگیری این فیلمنامه در سال ۹۵ موفق به تصویب در شورای اطلاعرسانی این سازمان شد، ولی روابط عمومی وقت اعلام کرد که این سازمان در سال جاری هیچ بودجهی فرهنگی نداشته و امکان حمایت مالی از فیلم کوپال را ندارد، بطوریکه تنها توانش این است که به عنوان حامی معنوی در کنار پروژهی سینمایی کوپال قرار بگیرد. جالب است بدانید که خیلی کم پیش میآید این سازمان از فیلمنامهای خوشش آمده و تصمیم بگیرد که از ساخت آن حمایتی داشته باشد، ولی قصهی ما در نهایت جزو معدود کارهایی بود که توانست نظر مثبت آنها را بدست بیاورد.
در نهایت از آنجائیکه من به هیچ عنوان موفق به متقاعد کردن هیچ تهیه کننده و پیدا کردن هیچ سرمایهگذاری برای ساخت کوپال نشدم، مجبور شدم که بعد از سالها تقلا برای ساخت فیلم اولم ریسک کرده و با گرفتن ۴ وام بانکی ۲۴ درصد، خودم شرایط ساخت آنرا بوجود بیاورم. آن زمان سازمان محیط زیست معنی واقعی حمایت معنوی را به من یاد داد و با قرض دادن چند حیوان تاکسیدرمیشده آنهم با هزاران سفارش و خواهش و تمنا، ما را مجبور کرد که برای ساخت شایستهی فیلممان دست به دامن شکارچیان غیرمجاز شده و به ارتباطات و رایزنیهای شخصی پناه ببریم.
سرتان را درد نیاورم، فیلم کوپال دست آخر با مشقت بسیار زیاد و با لطف دوستان بسیار زیادی تولید شد و توانست به قول سینماییها فقط با داشتن یک پروانهی ویدئویی بیارزش، شایستگی حضور در بخش مسابقهی جشنوارهی فیلم فجر سال گذشته را بدست بیاورد. تا به امروز که من دارم با شما صحبت میکنم این فیلم در بخش مسابقهی ۳5 جشنوارهی بینالمللی حضور داشته و توانسته است عنوان بهترین فیلم 10 فستیوال خارجی را بدست بیاورد. جالب است که بدانید یکی از این حضورها نامزدی در ششمین جشنوارهی بینالمللی فیلم سبز خود سازمان محیط زیست بود که به شکل عجیبی هیچ توجه ویژهای به آن نشد، چرا که با اطمینان خدمتتان عرض میکنم که فیلم کوپال تا به امروز تنها فیلم سینمایی محیط زیستی تاریخ سینمای ایران است که به گفتهی خودشان به شکل شایستهای در نکوهش شکار غیرمجاز و حمایت از حیوانات و حفاظت از محیط زیست داستانسرایی کرده است.
اوایل مهرماه سال جاری دوباره سراغ ریاست این سازمان رفتم تا این بار با داشتن یک رزومهی مفصل از حضورهای جهانی این فیلم، امیدوار باشم که آنها این بار در اکران فیلم به ما کمک میکنند. بعد از نامه نگاری با جناب کلانتری ریاست جدید سازمان و تقاضای کتبی بنده مبنی بر حمایت از اکران این فیلم، روابط عمومی این سازمان پاسخی به نامهی من داد که واقعا همهی ما را غافلگیر و شرمندهی بزرگواری خود کرد، بدین شکل که این سازمان دوباره به علت داشتن مشکلات عدیدهی مالی، تنها قول مساعدت و همراهی در یک مورد را به ما داد که تازه آنهم هنوز روند اداریاش به پایان نرسیده و به تصویب مدیر مربوطه نرسیده بود! این سوپرایز بزرگ چیزی نبود جز انعکاس اخبار فیلم کوپال در سایت و کانال تلگرام سازمان حفاظت از محیط زیست!!
سختی های ساخت فیلم کوپال
درست 26 تهیه کننده به فیلمنامهی «کوپال» نه گفتند و بخاطر فضای آن ترسیدند که روی آن سرمایهگذاری کنند و براحتی سرش را با گروه هنر و تجربه بریدند. 27 نفر بازیگر هم محبت کردند فیلمنامهی ما را خواندند، ولی آنها هم علیرغم دوست داشتن قصه و مسئلهی فیلم، ولی چون دستمزد واقعی خود را نمیدیدند و 2 ماه دوری از تهران هم برایشان سخت بود، با بهانهای محترمانه نپذیرفتند تا کلکسیون نههای من بیشتر از پیش شود. دیگر بدنم میلرزید و به شدت احساس ضعف و پوکی استخوان میکردم. یک روز که دیگر واقعا طاقتم طاق شده بود، آن تصمیم لعنتی را گرفتم. 4 وام سنگین 24 درصد گرفتم و دلم را به دریا زدم. هیچوقت محبت و توجه عزیزانی همچون لوون هفتوان، نازنین فراهانی و پوریا رحیمی سام را فراموش نمیکنم که چقدر محکم به من اعتماد کردند تا من بتوانم با خیالی آسوده فقط به ساخت فیلمم فکر کنم. در امور فنی و تولید هم دقیقا همین اتفاق افتاد و من واقعا به واسطهی حضور دوستان بسیار عزیز و مهربانی همچون مجید گرجیان، سیامک کاشف آذر، محمد اکبری، میترا مهتریان و ... توانستم بعد از 8 ماه پیش تولید کارم را به فیلمبرداری برسانم. آنها حتی برای یک لحظه پشت مرا خالی نکرده و تا پایان کار همراه و همدل من بودند.
تجربه همکاری با لوون هفتوان و فقدان او...
در زمان پیش تولید با خودم فکر می کردم با توجه به شرایط مالی پروژه، کدام بازیگر انگیزه بازی کردن در این نقش را دارد. هنگامی که با «لوون» عزیز برای نقش کلید ساز صحبت کردم، آنقدر مجذوب شخصیت دوست داشتنی او شدم، که به اطمینان رسیدم که بدون شک من با این بازیگر فروتن میتوانم که فیلم واقعی خودم را بسازم. ایشان در آن موقع سر فیلمبرداری فیلم دراکولای آقای عطاران بودند . پس از اولین دیدارمان و بعد از اینکه او فیلمنامه را خوانده بود، با اشتیاق و کنجکاوی از من پرسید که نقش کوپال را چه کسی قرار است بازی کند و من جواب دادم هنوز در حال رایزنی هستیم و فرد خاصی قطعی نشده. وقتی «لوون» از دفتر رفت، من دیگر تمام فکر و ذهنم این شده بود که او نقش کوپال را بازی کند.
همه لوون را با نقش پرویز می شناختند آدمی که آراسته لباس نمی پوشید و پاشنه کفشش را می خواباند و صدای خس خس سینه اش که در فیلم های اولش به شدت تکرار شده بود. برای من چالش خوبی بود و با خودم فکر می کردم، این تصویر را بشکنم . می خواستم او را در فیلم کوپال یک آدم متمول ، لوکس و آراسته معرفی کنم که ادکلن می زند و تماشاچی حتی بوی خوب ادکلن او را هم میشنود ...
ایشان ضمن اینکه از پیشنهاد من برای ایفای این نقش استقبال کرد، به واقع سختی های زیادی هم کشید. «لوون» خیلی اذیت شد و من هم مدام از ایشان عذرخواهی می کردم . ایشان با تنگی نفس و وزن بالایی که داشتند، باید با یک دست گچ گرفته، بسیاری از حرکات را انجام می داد که واقعا طاقت فرسا بود. «لوون هفتوان» به شدت انسان صبور و مهربانی بود و من به جرات می توانم بگویم هر کس دیگری جای او بود در این دو ماه کار را رها کرده و تا پایان پروژه، طاقت نمی آورد. ولی او تا انتها انگیزه های خود را قوی نگه داشت و با ما همکاری کرد.
مطمنا فقدان «لوون» عزیز، اتفاق تلخی برای بنده و همه عوامل تولید فیلم کوپال و جامعه هنری است. بدون شک از این به بعد دیدن کوپال، بدون او، یک تجربه غم انگیز خواهد بود.