طنز: تو مو می‌بینی و من فرفرش را

 

«تلویزیونی که توش امین تارخ می‌بینیم با اون موهای آب و جارو شده یا رامبد و منصور ضابطیان و... تعجب می‌کنم چرا همین رامین رضاییان رو نشون میدن؟ من اگه جای مسئول پخش تلویزیون بودم، هر وقت دوربین می‌رفت روی رضائیان یا دژآگه، صحنه آهسته مایلی کهن و استاد اسدی رو پخش می‌کردم.»
روزنامه قانون در مطلبی طنز نوشت: ««نیریش و میل» چیز خارق‌العاده‌ای نیست؛ همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود ولی «نیریش ومیل» اولش تلخند و تهش شیرین.

بازی هنوز شروع نشده بود. «نیریش» جلوی تلویزیون روی مبل لم داده بود و میل داشت انواع تنقلات را حاضر می‌کرد تا برای داشتن یک مسابقه رویایی بیاورد. از تخمه و چیپس و پفک گرفته تا لواشک و آب کرفس و دوغ و گوش فیل و حلیم با نمک. نیریش گفت: «کاش می‌شد بریم استادیوم» میل گفت: «باز شروع نکن خواهشا، هر دفعه باید برات حساب کنم که حقوق چند ماهمون رو باید بذاریم که برای سه تا بازی بریم اونجا و فقط دونات و نوشابه بخوریم و سوغاتی هم نیاریم؟»

نیریش با بی‌حوصلگی گفت: «کی گفت روسیه؟ نه نمیخواد حساب کنی، الان از خود پوتین و گاسپارف و ماریا شاراپووا هم بهتر میدونم همه ریز هزینه‌های زندگی تو روسیه رو از بس تو این مدت برام تکرار کردی. منظورم همین استادیوم خودمون بود که بازی رو پخش میکنن.» میل داشت چای می‌ریخت که گفت: «حوصله داری؟ این قدر که شل کن و سفت کن درآوردن نفهمیدیم آخرش چی شد. بعید نیست بریم یک ساعت پشت در معطل بمونیم، بعد هم که راهمون دادن، وسطش قطع کنن و تبلیغ رومینا و شصت هفتاد پخش کنن.»

نیریش روی باقالی گل پر ریخت و گفت: «مثل این که بالاخره مردم رو راه دادن تو استادیوم. دوست داشتم برای اولین بار پامو بذار تو ورزشگاه... تو این فصل سال کی باقالی میپزه خب؟» میل دوغ را با چوب دارچین هم زد و گفت:« اصلا میخواین برین استادیوم که چی؟ چرا فکر میکنین اونجا خیلی خوش میگذره؟ همه‌اش سر و صدا، همه‌اش بوق، شلوغی، پوست تخمه، پرچم‌ها میاد جلوی صورت آدم نمیتونه چیزی ببینه، هی باید بالا و پایین بپری، جیغ بزنی، صحنه آهسته هم که نداره... اه اه!»

نیریش یک مشت تخمه آفتابگردان برداشت و گفت: «راست میگی، واقعا جو ورزش و ورزشگاه و ورزشکارها خراب شده. همین پویول که فردوسی‌پور میخواست بیاره، خب این درسته که یه مرد با اون قیافه بیاد تو تلویزیون؟ با اون موهای فر بلند.

اونم تلویزیونی که توش امین تارخ می‌بینیم با اون موهای آب و جارو شده یا رامبد و منصور ضابطیان و... تعجب می‌کنم چرا همین رامین رضاییان رو نشون میدن؟ من اگه جای مسئول پخش تلویزیون بودم، هر وقت دوربین می‌رفت روی رضائیان یا دژآگه، صحنه آهسته مایلی کهن و استاد اسدی رو پخش می‌کردم.»

میل نی نبات را از توی دمنوش گل گاوزبان درآورد و یک مشت چیپس سرکه عسلی برداشت و گفت: «آره والا، حیف نیست آدم از تو خونه مسابقه رو با خیال راحت و آروم نبینه؟» نیریش بلند شد برود از توی یخچال عرق نعنا را بیاورد، پرسید: «رانیتیدین کجاست؟»

۲ تیر ۱۳۹۷ ۲۲:۳۸
ایسنا |
تعداد بازدید : ۲۸۷

نظر شما چیست؟!


تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید